
معروف هست که الغریق یتشبث بکل حشیش؛ یعنی انسان در حال غرق شدن به هر چیز بی اساس حتی علفهای خشکیده بی ریشه ساحل یا روی آب دریا هم چنگ می زند تا غرق نشود. حال بسیاری از کسانی که می خواهند شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) را منکر شوند ،این چنین هست که به هر شبهه ای متوسل می شوند تا این حقیقت را انکار کنند.
اصل شبهه این است:
«در زمان بعد از وفات پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، هیچ دری برای منازل وجود نداشت كه شیعیان میگویند در را آتش زدند و حضرت زهرا پشت درب قرار گرفته اند».
جواب:
1. أولاً:
قرآن به عنوان بهترین مرجع بین مسلمین در اینجا حاکم بین ماست. خداوند در آیه 61 سوره نور میفرماید:
لَیْسَ عَلَی الْأَعْمی حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ لا عَلی أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُیُوتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُیُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِكُمْ
بر نابینا و افراد شل و بیمار گناهی نیست (كه با شما همغذا شوند) و بر شما نیز گناهی نیست كه از خانههای خودتان (خانههای فرزندان یا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب میشود بدون اجازه خاصی) غذا بخورید و همچنین خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمههایتان یا خانههای دائیهایتان یا خانههای خالههایتان یا خانهای كه كلیدش در اختیار شما است یا خانههای دوستانتان.
مخاطبین اول این آیه، همان مسلمان صدر
اسلام بودند كه در مدینه بودند. اگر واقعاً خانههای مدینه درب نداشت، منظور از
این آیه چیست؟ اگر درب آن خانهها از حصیر بود، حصیر که نیازی به كلید ندارد. اگر
پرده بود، پرده نیازی به كلید ندارد.
ثانیاً:
در صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 105، حدیث 5136، كتاب الأشربة و الأطعمة، باب فی شرب النبیذ و تخمیر الإناء نقل شده است كه أبو حُمِیْد میگوید:
إنما أمر بالأسقیة أن توكأ لیلا و بالأبواب أن تغلق لیلا.
پیامبر (صلی الله علیه و سلم) دستور داد كه شبها درب خانههای خود را ببندید.
آیا حصیر و پرده، نیازی به بسته شدن دارند؟
ثالثاً:
آقای إبن كثیر دمشقی میگوید:
و كانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر. قال: و فی تاریخ البخاری أن بابه علیه السلام كان یقرع بالأظافیر، فدل علی أنه لم یكن لأبوابه حلق.
حتی درب خانه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هم از چوب عرعر بود و وقتی صحابه خدمت آن حضرت میآمدند، با ناخنهای خود درب خانه آن حضرت را میزدند و این نشاندهنده این است كه بر روی دربهای خانه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) حلقهای برای كوبیدن نبود.
البدایة و النهایة لإبن كثیر الدمشقی، ج 3، ص 268 ـ السیرة النبویة لإبن كثیر الدمشقی، ج 2، ص 313
رابعاً:
در رابطه با خانه عایشه أم المومنین هم سؤال میكنند:
فسألته عن بیت عائشة، فقال: كان بابه من وجهة الشام، فقلت: مصراعا كان أو مصراعین؟ قال: كان بابا واحدا، قلت: من أی شئ كان؟ قال: من عرعر أو ساج.
از خانه عایشه سؤال كردم و گفت: خانهاش به طرف شام بود، نه شرق. گفتم: یك لنگه بوده یا دو لنگه؟ گفت: یك لنگه بوده است. گفتم: جنس این درب از چه بوده است؟ گفت: از چوب درخت سرو یا ساج بوده است.
الأدب المفرد للبخاری، ص 168 ـ سبل الهدی و الرشاد للصالحی الشامی، ج 3، ص 349 ـ إمتاع الأسماع للمقریزی، ج 10، ص 92 ـ سمط النجوم للعاصمی الشافعی، ج 1، ص 367 ـ تاریخ مكة لأبی البقاء حنفی، ج 1، ص 268 ـ مصباح المنیر للفیومی، ص 293
خامسا:
آیا در سر زمینی که پر از حیوانات موذی بوده است، عقلانی هست که درب خانه هایشان را یک حصیر غیر مستحکم یا پرده ای نصب کنند.به نقل از ترور کور










